تبلیغات
یک کودک ایرانی
یک کودک ایرانی
سرفراز باشی میهن من...ای فدایت جان و تن من
 
تاریخ : سه شنبه 10 تیر 1393 | نویسنده : الیاس فدیشه ای
((به نام خدا))
بعضی انسان ها هستند که ویژگی های عجیبی دارند که غیر قابل درک هستند اما واقعیت دارند. بیایید به دنیای آدم های عجیب و غریب سری بزنیم.(هرگز کارهایی را که این افراد انجام میدهند تکرار نکنید.چون بسیار خطرناک است و حتما صدمه می بینید.)

 صبحانه،ناهار،شام:هواپیما
میشل لوتیتوی 62 ساله فرانسوی که شغلش مدت ها سرگرم کردن مردم است،برای خوردن چیز های غیر قابل خوردن مشهور است. برنامه هایی که او اجرا می کند برنامه هایی هستند که برای انسان های معمولی بسیار خطرناک است و معمولا شامل خوردن چیز های خطرناکی مثل دوچرخه و تلویزیون است. او حتی توانست یک هواپیما را در طول دو سال تکه تکه کند و بخورد.آقای میشل لوتیتوی  بر خلاف انسان های عادی مریض نمی شود.پزشکان معتقدند او دستگاه گوارش منحصر به فرد،با دیواره ضخیم و اسید معده بسیار قوی دارد.یک وقت هوس نکنید مثل میشل لوتیتوی خرت و پرت بخورید. چون بیشتر آن ها سمی اند.



گوش های پر توان
در هندوستان مردی به نام مانجیت سینگ57 ساله می تواند با گوش هایش اجسام بسیار بزرگ مانند ماشین،اتوبوس،هواپیما و وزنه 85 کیلویی را روی زمین بکشد.او حتی توانست هواپیمایی به وزن 8 تن(8هزار کیلو گرم)را بکشد.گوش های او انعطاف پذیری خاصی دارند.

آدم مغناطیسی
این آدم های مغناطیسی دو دسته اند.1-اعضایی که فقط فلزات را جذب خود بکند.مثل آقای لئو تو لین در مالزی که می تواند اجسام فلزی تا63 کیلو را به خود جذب کند.2-اعضایی که علاوه بر فلزات اجسام دیگر مانند پلاستیک به خود جذب کند که مشهور ترین آن ها در کشور خودمان پسری به نام متین است که در تبریز زندگی می کند.


مجله همشهری بچه ها شماره 29



تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | نویسنده : الیاس فدیشه ای
آیا تا به حال به آرم کوکا کولا دقت کردید؟                        





حالا فکر می کنید تو آینه نگاه کنید چه می بینید؟

  
                                                                                                                                        
       لا محمد     لا مکه                                                                                                                                                
                                                                                                                  


آیا شما که می گویید:((مرگ بر آمریکا)) و ((مرگ بر اسراییل)) کوکا کولا می نوشید؟


پپسی مخفف چیست؟


Pay Each Penny Saves Israel
 
یعنی((هر پنی را پبرداز تا برای اسراییل ذخیره شود.))

حالا نظرتان در مورد کوکا کولا و پپسی چیست؟



تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای


«به نام خدای دانا»

در روز 22 بهمن ما به راهپیمایی رفتیم. درآنجا صورت شهید احمدی روشن و شهید شهریاری را روی مقوا چاپ کرده بودند. من صورت شهید احمدی روشن را گرفتم. همچنین کلاه آفتابی ویژه 22 بهمن وپیشانی بند لبیک یا خامنه ای گرفتیم. مادرم من را به حاج آقای فلاح سپرد تا من باآقایان راهپیمایی کنم .در راه فکری به ذهنم رسید. پیشانی بند را به پیشانی  صورت شهید احمدی روشن بستم.حاج آقای فلاح هم در دستشان پوستر شهید رضایی نژاد را داشتند.شهید رضایی نژاد هم مثل شهید احمدی روشن دانشمند انرژی هسته ای بود.

بعد با حاج آقای فلاح شعار دادیم.شعار هایمان عبارت بودند از: انرژی هسته ای حق مسلم ماست ،مرگ بر آمریکاو...وسط راه خیلی شلوغ شده بود.ی

ک پرچم بزرگ ایران هم در دست مردم بود .ما در زیر پرچم رفتیم.چون زیر پرچم از بیرون پرچم خلوت تر بود.یکدفعه پسری رادیدیم.او پشت دوچرخه اش ننوشته بود مرگ بر آمریکا.اگر گفتید چی نوشته بود؟نوشته بود:ملگ بل آملیکا (تعجب نکنید.به جای مرگ بر آمریکا نوشته بود ملگ بل آملیکا.پس نخندید.او به زبان خودش نوشته بود:مرگ بر آمریکا)

دربرگشت دیدم یک صورت شهید شهریاری به برادر کوچکم علی  دادند. چون صاحب آن صورتک را لازم نداشته و به ما داده.آن روز خیلی خوش گذشت.هم برای من، هم برای برادرم و هم برای مادرم.


 این هم عکس های من بعد از راهپیمایی









تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

((به نام آن که جان وخرد آفرید))

در مسجد محله ما پرده ای گذاشتند که روی دیوار است.(تعجب نکنید.پرده ای که شما فکر میکنید با پرده مسجد فرق می کند.) جلوی پرده یک دستگاه به نام ویدیو پروژکتور است که سیمی به آن وصل شده است و سیم به لپ تاپ وصل  شده است. وقتی دستگاه را روشن میکنند، فیلمی که در لپ تاپ پخش می شود روی پرده هم پخش می شود.ما چندروز پیش به آن جا رفتیم وفیلمی پخش شد؛ به نام:نماهنگ مر گ بر آمریکا که خواننده اش حامد زمانی بود ودر مورد کارهایی بود که آمریکایی ها میکردند، صداقت آمریکایی که در مورد آمریکایی ها بود،پاکدشت که در مورد یک شهید بود، این ده مرد که در مورد شهید حسین خرازی بود،کیف که درمورد یک کیف فروش بود،دستاورد های علمی ایران که در مورد بیوایمپلیمنت چشمی بود،راننده که درمورد یک راننده بود، سربازان بین الملل که در مورد بی بی سی و ابو صقاربود.من ومادرم از تماشای فیلم های به این قشنگی لذت بردیم.         

(البته نماهنگ مرگ بر آمریکا  کلیپ تصویری بود.)




تاریخ : جمعه 6 دی 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

((به نام خدا))

در شماره اول دیدید که مسجدی به نام حضرت سید الشهدا وجود دارد.آن روز عید بود ودر مسجد جشن داشتیم.مسابقه ای برگزار شد. مسابقه بشین وپاشوی بر عکس داشتیم.من هم در آن مسابقه بودم.یک بار یک سوالی کردند.گفتند:(( یک نماز چهار رکعتی8 سجده دارد. اگر جواب بله بود بشینید و اگر جواب نه بود وایستید.)) 

همه وایستادند. ولی یک بچه چهار ساله نشست.همه خندیدیم.چون ماغلط گفتیم و او درست می گفت. ازآخر همه باختند. فقط من ماندم با یک نفردیگر. دیگر سخت شده بود. اگر می گفتند رکوع باید به سجده می رفتیم واگر می گفتند سجده باید به رکوع می رفتیم. از آخر او هم باخت. ولی هم به او جایزه دادند و هم به من. وقتی رفتم خانه کادو راباز کردم .جایزه یک روان نویس بود. من خیلی خوشحال بودم. از آن به بعد او را هر روز به مدرسه می بردم.




تاریخ : شنبه 11 آبان 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

انشای هفته
برای هم دردی با کودکان فلسطینی یک نامه ی کوتاه بنویس. (کتاب بنویسیم سال چهارم دبستان صفحه 22)



به نام خدا
سلام دوست عزیزم!

 امیدوارم سالم باشی چون می دانی که اسرائیل به فلسطین حمله می کند .

 پس مواظب خودت باش. خیلی ها ناراحت هستند. چون ممکن است اقوامشان را از دست بدهند.

کاشکی شما هم مثل ما بودید. چون اسرائیل جرات ندارد به ما آسیب برساند.

پس مواظب باش وقتی بمباران کردند از خانه زود بیرون بروی چون ممکن است زیر آوار بمانی.

امیدوارم یا اسرائیل با شما جنگ نکند یا شما با آنها مبارزه کنید و پیروز شوید.

 مرگ بر اسرائیل 



تاریخ : شنبه 11 آبان 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

نزدیک به ماه مدرسه بود. مادر و پدرم به فکر کتاب و دفتر بودند که در یک روز خبری شنیدیم.

خبر این بود که قرار است نمایشگاهی برگزار شود. درآن جا دفتر و کتاب و... می فروشند.

من ومادر و پدرم از این موضوع خیلی خوشحال شدیم، چون در آن جا دفتر های ایرانی مثل شکرستان می فروشند.

به همین دلیل ما به آن جا رفتیم.

توانستیم جایی که در آن دفتر های ایرانی می فروشند را پیدا کنیم.

درآن جا توانستیم دفتر های شکرستان و... را تهیه کنیم .

همچنین وسیله ای ورزشی گرفتیم.

من بسیار خوشحال بودم چون دیدم دفترهای ایرانی در بازار آمده است و به جای دفترهای غیر ایرانی می توانم دفتر های بهتری از بازار بگیرم. دفترهای با شکوه ایرانی






تاریخ : جمعه 29 شهریور 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

وقتی من کوچک‌تر بودم، مامانم من را با دنیای مجله‌ها آشنا کرد.تا آنجایی که یادم هست اولین سری مجله  با نام دوست خردسال در سن چهار سالگی مادرم برایم خرید. هنوز هم تعداد زیادی از آنها را برای برادر کوچکم علی نگه داشته‌ام.

کمی که بزرگ‌تر شدم با مجله سروش کودکان آشنا شدم.الان حدود دو سال است که مجله‌ای به نام همشهری بچه‌ها مهمان خانه ماست.

  شماهم می‌توانیداین مجله‌ها را از روزنامه فروشی ها بخرید.

همشهری بچه ها هربار یک هدیه ی متفاوت و یک مجله ضمیمه به نام پدر و مادرها  برای والدین همراه دارد.

هر شماره از مجله دارای بازی فکری، داستان، کاردستی، لطیفه، موضوعات علمی و ...است.

همشهری بچه ها هر دو هفته یک بار منتشر می شود.قیمتش هم فعلا دوهزار تومان است.این مجله برای بچه‌ها مخصوصا پدر و مادر‌ها مجله مفیدی است. همشهری بچه ها را بخرید و لذت ببرید.

 

 




تاریخ : سه شنبه 26 شهریور 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

رفتیم بیرون از خانه خرید کنیم. وقتی خرید کردیم مامانم ازمغازه برای من و برادر کوچکم 2 تا چیپس خرید. به خانه رفتیم وچیپسها راخوردیم. وقتی مامانم داشت استراحت می کرد، به مامانم گفتم:مامان ! امروز شما یک اشتباهی کردید؟ هر وقت استراحت کردید بگویید تا به شما بگویم. مامانم با تعجب پرسید: همین الان بگو.

گفتم: شما امروز چیپس خریدید.آیا می دانستید چیپسی که خوردیم ضرر داشت؟

مامانم گفت: می دانم ضرر دارد اما چه ضرری دارد را نمی دانم.

من گفتم: الان برایتان توضیح می دهم.مجله همشهری بچه ها را که چند هفته قبل خریده بودیم را آوردم و قسمت سیب زمینی های خطرناک را برایشان خواندم.

خلاصه آن را برایتان می آورم.

*******************************************************************

چی نخوریم؟

یک ظرف ماست موسیر خنک همراه با یک بسته چیپس طعم دار عصرانهی خوشمزه ای است. اما به نظرتان این عصرانه ی خوشمزه محترم ممکن است چه خطراتی داشته باشد؟مسلما انگشت اتهام ما اول از همه سمت چیپس است. آن هم به خاطر وجود روغن و نمک زیاد و سیب زمینی که مصرف ان باعث اضافه وزن می شود.

پس چه کار کنیم؟

برای این که هم چیپس بخوریم و هم کمتر ضرر کنیم باید چند نکته را در نظر بگیریم.

* آن هایی را انتخاب کنیم که میزان کالری شان کمتر است. میزان کالری هر بسته روی آن نوشته شده است.

**انتخاب چیپس هایی که با نمک دریایی تهیه شده، بهتر است.

     ***روی بسته باید شماره ی ثبت وزارت بهداشت، پروانه ی تولید، تاریخ تولید و انقضا ثبت شده باشد

****حداکثر میزان مجاز مصرف از نوع چیپس های نسبتا سالم، هفته ای 10 تا 15 برگ است

 

چی بخوریم؟

چیپس خانگی (قابل توجه مامانا)

1-      دو عدد سیب زمینی بزرگ را خوب بشویید، پوست بکنید و ورقه ورقه کنید.

2-      فر را از قبل گرم کنید. سپس داخل یک ظرف پیرکس، یک لیوان شیر بریزید. سیب زمینی ها را کمی نمک بزنید و داخل ظرف پیرکس بریزید.

3-      حالا ظرف را داخل فر بگذارید تا این که شیر کاملا به خورد سیب زمینی ها برود. کمی صبر کنید تا ورقه های سیب زمینی ، کمی حالت سرخ شده بگیرند. چیپس سالم و دست ساز شما آماده است.


سالم و خندان باشید





تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392 | نویسنده : الیاس فدیشه ای

کنار پارک محله ی ما مسجدی به نام حضرت سید الشهدا است.

من حدود یک ماه است که با این مسجد آشنا شده ام.

برای همین با مامانم سعی میکنیم برای نماز خواندن به مسجد برویم.

من در مؤسسه قرآنی صادقیه مکبری را آموخته بودم.

برای همین دوست داشتم مکبرمسجد شوم.

پیش آقای طهماسبی مسئول فرهنگی مسجد رفتم و از ایشان خواستم مکبرشوم. برای همین ایشان قبول کردند.

خیلی ها  تعجب  میکنند که من مکبری بلدم.

از آن روز به بعد من هر وقت مسجد می روم اگر فرصت بود مکبر می شدم. برخی دوستانم را می بینم که دارند درمسجد نماز می خوانند.

این هم یک عکس از در مسجدحضرت شید الشهدا که روز جمعه صبح با موبایل مامانم گرفتم.

 

 




آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

قالب وبلاگ